درس‌هایی از بزرگترین اختلال‌های نفتی در تاریخ

اختلال‌های نفتی
دسته بندی :
سایر مقالات صنعت انرژی

اقتصاد جهانی، با تمام پیچیدگی‌ها و فناوری‌های خیره‌کننده‌اش، روی شبکه‌ای از لوله‌های فولادی و مسیرهای آبی باریک بنا شده است که هرگونه اختلال‌های نفتی در آن‌ها، می‌تواند ضربان قلب صنعت را در عرض چند روز متوقف کند. در تحلیل ساختار قدرت در قرن بیست و یکم، ناوگان‌های تجاری نفت‌کش و تنگه‌های استراتژیک، وزنی به مراتب بیشتر از معاهدات سیاسی و ذخایر طلا دارند. رویدادی که در مارس ۲۰۲۶ با بسته شدن تنگه هرمز رخ داد، تنها یک تنش ژئوپلیتیک گذرا نبود؛ بلکه بی‌سابقه‌ترین و بزرگترین تست استرس اقتصاد انرژی در تاریخ مدرن بود. این رویداد نشان داد که معماری تامین انرژی جهان تا چه حد در برابر شوک‌های ناگهانی، شکننده، فاقد انعطاف و آسیب‌پذیر است.

برای درک ابعاد این شکنندگی و یافتن مسیرهای بقا و توسعه در چنین اتمسفری، باید از تحلیل‌های روزمره و اخبار سطحی فاصله بگیریم و به داده‌های عمیق تاریخی و مدل‌های اقتصاد کلان پناه ببریم. ترکیب داده‌های تاریخی با پژوهش‌های سطح اول اقتصاد انرژی نشان می‌دهد که چگونه شوک‌های عرضه، ماهیت اقتصادها را تغییر می‌دهند و چرا استقلال در عملیات بالادستی نفت و گاز، دیگر صرفا یک مزیت تجاری نیست، بلکه خط مقدم دفاع ملی و ضامن بقای صنعتی است.

 

زلزله‌های نفتی؛ کالبدشکافی بزرگترین اختلال‌های عرضه در تقویم تاریخ

اگر بخواهیم مقیاس واقعی شوک مارس ۲۰۲۶ را درک کنیم، باید به تقویم بحران‌های نفتی جهان در نیم قرن گذشته نگاهی بیندازیم. بر اساس داده‌های تجمیع شده توسط آژانس بین‌المللی انرژی و گزارش‌های بانک جهانی، تا پیش از رویداد اخیر، بزرگترین افت عرضه نفت در تاریخ به دوران انقلاب ایران در سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۷۹ بازمی‌گشت؛ دورانی که کاهش تولید، روزانه ۵.۶ میلیون بشکه نفت را از بازارهای جهانی حذف کرد.

اما رویداد مارس ۲۰۲۶ با حذف ناگهانی ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز، تمام رکوردهای پیشین را با فاصله‌ای معنادار جابه‌جا کرد. این رقم تقریبا دو برابر بزرگترین شوک نفتی پیش از خود و معادل حذف بیش از ده درصد از کل تقاضای روزانه نفت در جهان بود. در رتبه‌های بعدی این فهرست تاریخی، تحریم نفتی اعراب در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ با کاهش ۴.۳ میلیون بشکه و حمله به کویت در سال ۱۹۹۰ با کاهش ۴.۳ میلیون بشکه قرار دارند.

نگاهی به این داده‌ها یک واقعیت تلخ و ساختاری را به اثبات می‌رساند: از هفت شوک بزرگ نفتی در تاریخ، پنج مورد مستقیما به خاورمیانه و گلوگاه‌های استراتژیک آن گره خورده‌اند. جیمز همیلتون، یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران اقتصاد کلان در موسسه ملی پژوهش‌های اقتصادی آمریکا، در بررسی تاریخی خود نشان می‌دهد که این رویدادها صرفا باعث نوسان قیمت روی تابلوهای بورس نمی‌شوند؛ بلکه نیروی محرکه اصلی رکودهای عمیق اقتصادی در سطح جهان هستند.

همیلتون در کالبدشکافی این شوک‌ها توضیح می‌دهد که مکانیزم تخریب یک شوک نفتی چگونه کار می‌کند. وقتی عرضه به شدت کاهش می‌یابد و قیمت‌ها جهش می‌کنند، اثرات مخرب صرفا محدود به گران شدن سوخت مصرفی نیست. بخش عمده‌ای از تخریب از طریق افت شدید تقاضا برای کالاهای صنعتی رقم می‌خورد. مصرف‌کنندگان، خرید خودروهای جدید را متوقف می‌کنند، زنجیره تامین خودروسازان مختل می‌شود، کارخانه‌های فولاد و پتروشیمی ظرفیت خود را کاهش می‌دهند و اثرات ضریب فزاینده باعث می‌شود که ارزش تولید از دست رفته در اقتصاد، ده‌ها برابر بیشتر از ارزش ریالی یا دلاری انرژیِ حذف شده از بازار باشد. در واقع، گلوگاه‌های عرضه انرژی، پاشنه آشیل تمام زنجیره‌های ارزش در اقتصاد مدرن هستند.

 

از آسیب‌پذیری تا تاب‌آوری: درس‌هایی از ۳۰۰ سال گذار انرژی

اما چرا اقتصاد جهانی با وجود پیشرفت‌های شگرف تکنولوژیک، تا این حد در برابر کاهش عرضه نفت آسیب‌پذیر مانده است؟ آیا با توسعه اقتصادی، میزان این شکنندگی نباید کاهش یابد؟ پاسخ این سوالات در درک دو مفهوم کلیدی تاب‌آوری و آسیب‌پذیری نهفته است.

پژوهش‌های بلندمدت و ساختاری در حوزه اقتصاد انرژی، مانند مطالعه جامع Van de Ven, Dirk Jan and Fouquet در سال ۲۰۱۷ که تاریخچه ۳۰۰ ساله شوک‌های انرژی در بریتانیا را بررسی کرده‌اند، نشان می‌دهد که مسیر توسعه کشورها همواره خطی نیست و با تغییرات مداوم در میزان تاب‌آوری آن‌ها همراه است. این پژوهشگران ثابت کرده‌اند که برخلاف تصور رایج، اقتصادهای توسعه‌یافته لزوما و به صورت خودکار در برابر شوک‌های انرژی ایمن‌تر نمی‌شوند.

مطالعات تاریخی نشان می‌دهد زمانی که یک اقتصاد از یک منبع انرژی به منبعی دیگر گذار می‌کند، به شدت در برابر شوک‌های عرضه، آسیب‌پذیر می‌شود. به عنوان مثال، در اوایل انقلاب صنعتی و گذار از زیست‌توده (Biomass) به زغال‌سنگ، اقتصادها به دلیل عدم توسعه زیرساخت‌های استخراج، شکننده بودند. اما زمانی که ظرفیت تولید داخلی زغال‌سنگ افزایش یافت، تاب‌آوری به بالاترین حد خود رسید. با گذار مجدد از زغال‌سنگ داخلی به نفت وارداتی در قرن بیستم، اقتصادهای صنعتی بار دیگر تاب‌آوری خود را از دست دادند و به شدت به تکانه‌های بین‌المللی و شوک‌های تقاضای جهانی وابسته شدند.

در اینجا می‌توانیم به یک استعاره ظریف و بسیار دقیق از فیزیولوژی بیولوژیک انسان اشاره کنیم. درست مانند سیستم ایمنی، یک ارگانیسم زنده که در برابر یک ویروس مهاجم ناگهانی، نیازمند آنتی‌بادی‌های ذخیره ‌شده و سیستم دفاعی فعال در همان لحظه است، ساختار اقتصاد کلان نیز در برابر شوک‌های ناگهانی عرضه، نیازمند ظرفیت‌های جبرانی فوری است.

اگر در لحظه وقوع شوک، سیستم ایمنی اقتصاد که همان ظرفیت تولید، تنوع منابع و زیرساخت‌های استخراج داخلی است، ضعیف باشد، ارگانیسم اقتصادی دچار فلج سیستمیک می‌شود و توانایی انطباق‌پذیری خود را از دست می‌دهد. مطالعات تاریخی به وضوح نشان می‌دهند کشورهایی که در دوران وابستگی شدید به یک منبع استراتژیک، فاقد ظرفیت‌های جایگزین و عملیاتی در داخل مرزهای خود بودند، بیشترین آسیب‌های جبران‌ناپذیر ساختاری را از شوک‌های عرضه متحمل شدند.

 

معمای صفر مطلق در کشش عرضه و هراس فراگیر بازار

برای درک عمیق‌تر اینکه چرا شوک ۱۰ میلیون بشکه‌ای تنگه هرمز چنین لرزه بی‌سابقه‌ای بر اندام اقتصاد جهانی انداخت، باید به سراغ دینامیک‌های مدرن بازار در شرایط عدم قطعیت برویم. پژوهش جدید و بسیار مهمAbhishek Kumar  و Sushanta Mallick در ژورنال معتبر اقتصاد انرژی در سال ۲۰۲۴، پرده از یک واقعیت ریاضی و فنی در بازار نفت برمی‌دارد: پدیده‌ای به نام کشش قیمتی عرضه در کوتاه‌مدت که دقیقا معادل صفر است.

در علم اقتصاد کلاسیک و بازارهای معمولی، وقتی قیمت یک کالا بر اثر کمبود بالا می‌رود، تولیدکنندگان بلافاصله تولید را افزایش می‌دهند تا بازار متعادل شده و قیمت‌ها تثبیت شوند. اما در صنعت پیچیده بالادستی نفت و گاز، چنین مکانیزم سریعی وجود ندارد. کومار و مالیک اثبات می‌کنند که به دلیل ماهیت به شدت سرمایه‌بر، زمان‌بر و فوق‌ تخصصیِ عملیات حفاری، خدمات چاه و توسعه میادین، تولیدکنندگان نمی‌توانند با صرفا چرخاندن یک شیر فلکه، کمبود بازار را جبران کنند. در کوتاه‌مدت، کشش عرضه نفت صفر است؛ یعنی مهم نیست قیمت چقدر بالا برود، تولید اضافی تا ماه‌ها یا حتی سال‌ها وارد بازار نخواهد شد.

همین صفر بودن کشش عرضه، در کنار افزایش شدید متغیری به نام ریسک ژئوپلیتیک، پدیده ویرانگر دیگری را در بازارهای جهانی خلق می‌کند: تقاضای احتیاطی یا سفته‌بازانه. در زمان وقوع یک بحران عظیم، کشورها، پالایشگاه‌ها و صنایع بزرگ نه تنها برای مصرف امروز خود، بلکه از ترس قطع کامل جریان انرژی در آینده و کمبودهای احتمالی، شروع به ذخیره‌سازی و خریدهای هراس‌آلود می‌کنند. این رفتار روان‌شناختی، اثر شوک عرضه اولیه را در بازار چندین برابر کرده و قیمت‌ها را به سقف‌های تاریخی می‌چسباند.

نتیجه‌گیری پژوهش کومار و مالیک بسیار هشداردھنده است؛ در دوران پسا‌بحران و زمان‌هایی که عدم قطعیت به اوج می‌رسد، شوک‌های عرضه به دلیل ناتوانی فیزیکی بازار در افزایش فوری تولید، مرگبارترین ضربه را در کوتاه‌مدت به اقتصاد وارد می‌کنند و هیچ سیاست پولی یا مالی نمی‌تواند جایگزین بشکه‌های نفتی شود که از بازار حذف شده‌اند.

 

تنها سپر دفاعی ممکن: توسعه مستمر بالادستی و استقلال تکنولوژیک

با کنار هم قرار دادن تاریخچه رکودهای نفتی و اثرات ضریب فزاینده آن‌ها، تئوری آسیب‌پذیری سیستمیک در طول قرن‌ها، و واقعیت تلخ صفر بودن کشش عرضه در زمان بحران، به یک نتیجه استراتژیک، قطعی و گریزناپذیر می‌رسیم: در دنیایی که شوک‌های ژئوپلیتیک و انسداد ناگهانی گلوگاه‌ها کاملا غیرقابل پیش‌بینی اما به لحاظ تاریخی قطعی هستند، واردکنندگان انرژی و حتی تولیدکنندگان منفعلی که ظرفیت‌سازی نکرده‌اند، محکوم به پرداخت سنگین‌ترین هزینه‌های اقتصادی و امنیتی می‌باشند.

در چنین اتمسفر پرخطری، تنها واکسن معتبر برای ایجاد تاب‌آوری اقتصادی و حفظ استقلال، توسعه مستمر ظرفیت تولید داخلی، نگهداشت پیشرفته چاه‌ها و نوسازی مداوم زیرساخت‌های استخراج است. از آنجا که نمی‌توان تولید نفت و گاز را یک‌شبه و در زمان وقوع بحران افزایش داد، کشورهایی که دارای منابع هیدروکربنی هستند، باید سال‌ها پیش از وقوع بحران، در بالاترین سطح از آمادگی عملیاتی، ظرفیت مازاد و استقلال فنی قرار داشته باشند.

اینجاست که نقش حیاتی شرکت‌های خدمات اکتشاف و تولید و ارائه‌دهندگان خدمات یکپارچه بالادستی، از یک پیمانکار صنعتی صرف، به معماران امنیت ملی و تاب‌آوری اقتصادی ارتقا می‌یابد. توانمندی در انجام سریع و ایمن عملیات حفاری در میادین پیچیده، تسلط بر خدمات تخصصی چاه، بومی‌سازی افزایه‌های شیمیایی استراتژیک، اسیدکاری و سیمان‌کاری دقیق که طول عمر چاه را تضمین می‌کند و همچنین سرعت عمل در توسعه یکپارچه میادین، دقیقا همان مکانیزم‌های حیاتی هستند که کشش عرضه صفر را در میان‌مدت تغییر داده و به اقتصاد قدرت انطباق‌پذیری می‌بخشند.

برای انرژی دانا، هر متری که در اعماق زمین و در لایه‌های سخت سنگی حفاری می‌شود، هر چاهی که با تکنولوژی‌های نوین احیا و وارد مدار تولید می‌گردد و هر فرمولاسیون جدیدی که در آزمایشگاه‌های تخصصی سیال و سیمان خلق می‌شود، صرفا یک دستاورد فنی و مهندسی نیست. این اقدامات، در واقع آجرهایی هستند که دیواره تاب‌آوری اقتصاد کشور را در برابر تکانه‌های ویرانگر جهانی و شوک‌های سهمگین، نفوذناپذیر و مستحکم‌تر می‌کنند.

تاریخ پرفراز و نشیب اقتصاد انرژی یک درس بزرگ برای ما دارد: برنده‌های واقعی بحران‌ها، سازمان‌ها و کشورهایی نیستند که صرفا تلاش می‌کنند از طوفان فرار کنند؛ بلکه آن‌هایی هستند که سال‌ها پیش از شروع طوفان، ظرفیت ایستادگی، قدرت تولید و استقلال عملیاتی خود را در اعماق زمین و با تکیه بر تخصص و دانش نیروی انسانی خود تثبیت کرده‌اند و همواره یک گام جلوتر از بحران‌ها حرکت می‌کنند.

اینفوگرافیک اختلال‌های نفتی

برچسب ها :

ما به سوالات شما پاسخ می‌دهیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *